الان توی اتاق انتظار درمانگاه نشستم تا نوبتم شه. به جز یکی دو تا اکیپ آسیایی رنگ پوست کسی روشن تر از من نیست. هندی، جزیره ای، آفریقایی. پس اروپایی ها کجان؟
محل کارم یه مسابقه ماهانه داره. باید یه جمله قشنگ بگی در باره یه موضوع مرتبط با ایمنی کاری که اونا انتخاب میکنن. یه جمله که با "بلادی لجند" تموم شه. به بهترین جمله یه ووچر پنجاه دلاری میدن. موضوع این ماه ایمنی دست بود. به پنجاه دلار فکر کردم و یه جمله و اسمم رو نوشتم روی کاغذ و ننداختمش توی صندوق منابع انسانی تا دیشب که دستمو بریدم. کارلو رفت سر جعبه کمک های اولیه که بهش گفتم فکر کنم بخیه بخواد . واقعا هم همینطور فکر میکردم. البته به صورت موازی هم مشغول تحلیل کردن پیامد های بعد دادن به مصدومیتم بودم و به جز خوبی چیزی نمیدیدم. اومدیم همین درمانگاه تسخیر شده توسط رنگین پوست ها. بله. من یک رنگین پوست آلوده به نژاد پرستی هستم. آخر سر هم بخیه لازم نشد و با چند تا نوار استریل زخم رو بسته نگه داشتن. توی مدتی که با دست خونی بالای سرم منتظر بودم نوبتم بشه با خودم فکر میکردم اگه اون کاغذو توی صندوق اچ آر انداخته بودم چه وضع مسخره ای میشد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 11:2  توسط M
|
نه کوله پشتی و تاکسی و کوچه شیب دار، نه دیوار، نه در قدیمی ای که آغوشی پشتش منتظر باشه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۴ساعت 10:58  توسط M
|
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 1:17  توسط M
|
بعد از نیمه شب باشه و همه خواب و سکوت به جز صدای جیرجیرک ها. چراغ ها رو خاموش کنید و نورپردازی اتاق و آرایش ذهنتون رو بسپارید به
این ویدئو. موزیک و تصویر خلوت و مینیمال و سیاه و سفید، بدون رنگ و افکت و هر آلودگی اعصاب خورد کن دیگه ای. نمایش پرواز و نابودی و مرگ و تکنولوژی به ساده ترین شکل همزمان با معجزه نوت ها. اگر کمی هم الکل توی رگهاتون داشته باشید که چه بهتر.
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۴ساعت 15:33  توسط M
|
+ نوشته شده در جمعه هفتم اسفند ۱۳۹۴ساعت 6:12  توسط M
|
باید میرفت وسط دریا گندی که خودش به بار آورده بود رو جمع میکرد. زیر بار نمیرفت. وقتی کم کم سر عقل اومد باز گفت قایقم روبراه نیست. بقیه ماهیگیرا برای اینکه این بهونه رو هم ازش بگیرن همه ریختن سر قایقش و روبراهش کردن. یه جایی نزدیکای موقع رفتنش هنوز یکی دو نفر دارن روی قایقش کار میکنن و بدنه شو رنگ میزنن. گنده ماهیگیرا میاد و یه نگاهی به قایق میندازه و میگه خوبه دیگه. از سرشم زیاده.
+ نوشته شده در شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴ساعت 2:19  توسط M
|