سرریز های توله خرس

A mental experiment

چند قدم به سمتش بر میدارم. نزدیکش میشوم. روبرویش می ایستم. شانه هایش را با دو دستم میگیرم. یا دست هایم را دراز میکنم و مچ یا صاعدم را روی شانه هایش میگذارم. یا اینکه صورتش را لمس میکنم. نزدیکی و آی کانتکت و تماس. خجالت میکشم. عصبی و قرمز میشوم و عرق میکنم. همه اینها هم در ذهنم. مشخص است که ایده آل نیست. خیلی هم مشکل دار است. نباید باشد. یعنی باید روی خودم کار کنم تا جایی که حد اقل از تصورش خودم را خیس نکنم. خودم را بالاتر و ارزشمند تر از این بدانم که الان میدانم. لایقتر. مشکل کجاست؟ این خود کم بینی از کجا شروع شد؟ کی کاشته شد؟ چطور ریشه اش را بزنم و خشکش کنم؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 9:24  توسط M  |